رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

حضورم فقط یک بودن است . همین .

نه شاعرم و نه ادعائی دارم که کم توان تر از هرگونه توانی هستم .

اگر نوشته ای دارم فقط یک دلنوشته از دلتنگیهام است و بس .

درد سالمندی

پنجشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۲۵ ق.ظ

http://www.irankhabar.ir/images/docs/000071/n00071611-b.jpg


چه روزی بود ایام جوانی


ستایش میشدم آنسان که دانی


بُدَم مشگل گشا بر کار یاران


بهردرد و بلا بودم چو درمان


زخود بگذشتگی کردم دمادم


کلاه احمقی برسر نهادم


شدند آنان جوان من پیرگشتم


به کار خویش بی تدبیر گشتم


بعمری با غم و بارنج بسیار


چو موری . پرزغله گشت انبار


به امیدی که در ایام محنت


خودم باشم ، نباشم کنج عزلت


ولی حالا بیا حالم نگه کن


به درد من تو امشب ناله سرکن


به مال خویشتن بی اختیارم


بجز مردن دگر کاری ندارم


ندارم جرات لب تر نمودن


شده کارم به تنهائی سرودن


نباشد هیچکس همراز دردم


"رسا"

بر حال و روزت گریه کردم


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی

نظرات  (۱)

  • دُچـــــ ـــــار
  • توصیف خوب و تلخی از دوران پیری بود ...
    پاسخ:
    از دل بر آمده بود که به دلتان نشست . خوشحالم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی