رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

حضورم فقط یک بودن است . همین .

نه شاعرم و نه ادعائی دارم که کم توان تر از هرگونه توانی هستم .

اگر نوشته ای دارم فقط یک دلنوشته از دلتنگیهام است و بس .

Llega un momento en que no se puede mirar atrás, sólo andar y andar hacia adelante recordando que la vida tiene un sólo sentido.


کی باورم شود که درین روزگار بد


پنهان میان خار و خس و برگهای زرد


درچشم من عیان بشود تازه نو گلی


شادان کند مرا بزداید ز روی گَرد


آرد پیام مهر برایم چه دلنشین


از یاد من برد همه آن روزهای سرد


خواهم ولی توانِ سپاسم نمانده است


مادر بزرگ را برهاندی ز هرچه درد


خواهد  "رسا" برای تو ای مهربان پسر


رخشان درآسمان  ادب همچو شیرمرد


#گیتی_رسائی


************************

مادر بزرگ..


خطوطِ افقیِ چهره ات،
چین نیست
بند هایِ سپید ترین،
شعرِ دنیاست...
و چه موجز است
چشمانِ تر و
نگاه مهربانت..
پ. ن،
دستانی لرزان،
زیرِ چانه
ونگاهی منتظر،
بر درب خانه...


"مجید ماه بانویی"
طهران
6 آبان ماه 1396
  • گیتی رسایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی