رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

حضورم فقط یک بودن است . همین .

نه شاعرم و نه ادعائی دارم که کم توان تر از هرگونه توانی هستم .

اگر نوشته ای دارم فقط یک دلنوشته از دلتنگیهام است و بس .

باید بسازی

جمعه, ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ۰۸:۵۴ ب.ظ

photo gxl_IllHNi4S.gif


شده کارم که با دنیا بسازم


هنرمندی کنم خود را نبازم


ربس سودم لبم را روی دندان


بمانند چکش بر روی سندان


به رنگ خون لبانم رنگ دارد


تو گوئی لب به دندان جنگ دارد


خموشم لیک غوغائیست در دل


چنین بزمی تماشائیست در دل


صدای طبل درد از سینه آید


به هر لحظه صدایش می فزاید


چو سنتوری شکسته می زند چنگ


صدای ناله خیزد جای آهنگ


سرودش آه باشد ، آهِ غمناک


کشد چون سرمه بر چشمان نمناک


یکی مستِ می ست انگار آنجا


بریده گوئیا افسار آنجا


خلاصه داستان خنده داریست


نمیداند کسی کارش چه کاریست


شدم خاموش، اما می فروزم


کنون با سوزن غم لب بدوزم


"رسا" بهتر که خود با خود بسازی


همان بهتر که خود را خود نوازی


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی