رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

حضورم فقط یک بودن است . همین .

نه شاعرم و نه ادعائی دارم که کم توان تر از هرگونه توانی هستم .

اگر نوشته ای دارم فقط یک دلنوشته از دلتنگیهام است و بس .

آئینه خوانی

سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۱:۱۱ ق.ظ

عکس و تصویر در آینه نگاه می کنم لبخد میزنم لبخند نمی زند


خیالت باز می گردد جوانی؟


همان شور و همان یاران جانی؟


بیا با تو بگویم ، با تو این راز


نیاید آنچه رفته پیش ما باز


برو در آینه بر خود نظر کن


اگر بودی همان ما را خبر کن


زمان آرام سوزاند پرت را


به طوفان بسپرد خاکسترت را


درین سوداگری بازنده ای تو


مشو غره به خود تابنده ای تو


جوانی رفته فکر عاقبت باش


وگرنه ، حرف آخر باشدت، کاش


بجای عشق در دل بین چه غوغاست


که امروزت همان دیروز فرداست


نشانی از جوانی نیست پیدا


خرابه  مانده از آن کاخ بر جا


"رسا" دل کنده از این زندگانی


شده استاد در آئینه خوانی


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی