رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

حضورم فقط یک بودن است . همین .

نه شاعرم و نه ادعائی دارم که کم توان تر از هرگونه توانی هستم .

اگر نوشته ای دارم فقط یک دلنوشته از دلتنگیهام است و بس .

توهم

شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۵۴ ب.ظ


هرچه داده قضا به ما درد است


درد دارم، دوا نمی خواهم


وعده ی دوزخم بده زیرا


من بهشت ترا نمیخواهم


********


آسمان هم دگر برای چو من


داستانیست مثل بودن من


بخدا خسته ام ازین بودن


همه هستند بهر سودن من


********


پر بود این جهان رنگارنگ


من متاع اجل خریدارم


در جهان بودنم چو تکراریست


از شب و روز و صبح بیزارم


********


می زیم در کمال بی عاری


آمدن هست و بود اجباری


این عدالت نبود اندر دهر


اختیار تو باشد اجباری


********


گفت یاری به مهر در گوشم


تو مگر درد ِ بیش و کم داری؟


بار دیگر "رسا" توهم زد


با قضا و قدر چه کار داری؟


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی

نظرات  (۱)

آمدن هست و بود اجباری
اختیار تو باشد اجباری

جبر و جبر و جبر...
و اگر به نبود اراره اعتراض کنی . چه ها که بر سرت نیاوردند به قهر !!!

پاسخ:
سلام . چه میشود کرد . ما هم هی الکی کاغذ سیاه میکنیم شاید کمی دلمان خنک شود . ولی نمیشود که نمیشود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی