رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

حضورم فقط یک بودن است . همین .

نه شاعرم و نه ادعائی دارم که کم توان تر از هرگونه توانی هستم .

اگر نوشته ای دارم فقط یک دلنوشته از دلتنگیهام است و بس .

۲۶
دی
بقیه در ادامه مطلب
  • گیتی رسایی
۲۶
دی


به نام خدا

شروع داستان "صبوران تنگ دل"

ضمنا دوستان عزیزم شما میتوانید

 داستانهای" فراز و نشیبی عاشقانه" ، "چوب خدا صدا نداره" و   "صبوران تنگ دل " را  در

وبلاگ giti.mihanblog.com (داستانهای من) مطالعه بفرمائید

صبوران تنگ دل درهمین وبلاگ هم قابل پیگیریست

       با سپاس فراوان: گیتی رسائی 

  • گیتی رسایی
۲۶
دی

صبوران تنگ دل( قسمت بیست و هشتم)

  • گیتی رسایی
۲۹
دی


با عشق خیالی تو عمری به سر آمد


اکنون بنگر


جز تو خیالی به سرم نیست


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۲۸
دی

Razão de viver....


با قطره ای شراب مرا کرده ای خراب


ترسم که با قدح به کنارت نشانیم


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۲۷
دی

Related image


دیگر ز مهر و ماه ندارم شکایتی


برما نداشت لذت دنیا عنایتی


هرکس که آمدست همین بوده ماجرا


دراین زمانه هیچ ندیدیم راحتی


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۲۶
دی

"HAYA" Magazine May 2014 on Behance:


گفتم غزلی به عشق رویت


هرکس که شنید ناله سرداد


گویا همه در غمم شریکند


این درد به مرده بال و پر داد


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۲۵
دی

 :


ما را حریص کردی و رفتی به راه خویش


دیگر مزن تو دم


زوفاو صفا و مهر


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۲۴
دی

Sunday Times Magazine November 2017 Lillian Van Der Veen by Jeremy Choh:


تا مرا بود امیدی به نظر بازی تو


از مه و مهر غزل پشت غزل می گفتم

 

#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۲۳
دی

•••Lil Psycho•••:


تو چه دانی که چه عشقیست


درون دل من


که به یاد تو به هرگوشه


غزل میخوانم


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۲۲
دی

《 Pinterest: xVanillaValentinex 》:


جز یاد و خیال تو مرا


هیچ به سر نیست


دیوانه ندارد بجز از یاد


خیالی


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۲۱
دی

Exquisite.:


ما را دل دیوانه به هر سوی کشانده


گویند که این دربدری حال خوش ماست


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۲۰
دی

The famous St. Ives green door ~ 200 years old, it still belongs to the St. Ives Bakery, Cornwall.:


ز نادان نپرسید حال دل بی نشان


که دیوانه داند سرایش کجاست


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۱۹
دی


مدیون توام  که برده ای دل


عمریست برای بیدلان من


سرلوحه ی عاشقانه هستم


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۱۸
دی

https://static.asset.aparat.com/lp/3896095-1353-l.jpg


گفتی تو


بگو


بگو چه گویم ؟


وقتی که هوای همدلی نیست


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۱۷
دی

http://classic-horror.com/files/images/Rose_on_the_grave__by_JoX1989.preview.jpg


چه دردها


چه آرزوها و


چه عشقها که


به گور سپرده میشود


گورستان گلستان دردهای پژمرده است


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۱۶
دی

http://cdn-tehran.wisgoon.com/dlir-s3/1053500x539_1476376271835612.jpg


در سنت ما دیدن روی تو حرام است


همچون می نا خورده که


عمریست به جام است


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۱۵
دی

http://up.ghalebgraph.ir/up/galebgraph/file/1395/03/images-1.jpeg


چون دهان وا میکنم . شرمنده باشم از سخن


درد می آید برون از سینه جای هرکلام


نیست دیگر قدرت پنهان نمودن درد را


تشت رسوائی من افتاده است از روی بام


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۱۴
دی

Momentum. Fotografía cortesía de @atdiff_shots #LaCuadraU #MomentumLCU #Momentum:


سبک مغزان سبکبالند و آزاد


ندارد قرف   ویرانه و آباد


درون خویش دارند عالمی خوش


رهایند همچو بردگی دردل باد


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۱۳
دی

Me llamo barro aunque Miguel me llame. Barro es mi profesión y mi destino que mancha con su lengua cuanto lame.   ~Miguel Hernández:


زبس رفتم ره بیهوده ای را


نمانده بر تنم دیگر توانی


کنون چون سالگان بی سرانجام


فقط مانده برایم آسمانی


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۱۲
دی

Ik weet niet waarom ik dit plaatje zo mooi vind. Waarschijnlijk door het mysterieuze en het magische tintje eraan. Heb je de vloer trouwens bekeken?:


هرکسی دیوانه شد دارالمجانین جای اوست


گر زخود باشد نشانش وای بر سودای اوست


هرکسی آمد به دنیا عاقبت بازنده است


جای پای درد های بیکران سیمای اوست


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۱۱
دی

In Flanders field, the poppies grow - our heroes, gone, but never forgotten ...:


چه درد آور شده این زندگانی


اگرچه جان به پای آن فشانی


فقط حرص است و آز و سوز بسیار


چه حاصل گر زتو ماند نشانی؟


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۱۰
دی

When the Moon Rises: the spell has begun...:


به جان آمدم از بدِ روزگار


برایم شد این زندگی کارزار


زبس بار بردم به  بیهودگی


شدم از غم و درد زار و نزار


کلک خوردم از هرکه غمخواربود


ندیدم به عمرم یکی غمگسار


بهر دست دادم ندادند پس


نکردند جبران یکی از هزار


زبان باز بودند و ظاهرفریب


کنون مانده از جسم و جانم غبار


ندانم چه کردم درین رهگذار


نصیبم نشد جز غم بیشمار


کنون زار و نالان و بی بهره ام


شده دام دنیا و منهم شکار


"رسا" را جهان کرده آویز دست


نداند چه سازد درین گیر و دار


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۰۹
دی


با این خیال خوش که نظر کرده ای به ما


صدها قصیده گفته به دیوار قاب کرده ام


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۰۸
دی


ما را نیاز نیست به  رفتن ز کوی تو


در خاک غربتیم و خرابِ خیال و خواب


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۰۷
دی


درحسرت دیدن تو هردم


هرگز تو ندانی که چه کردم


سیلی زده ام به صورت زرد


بر دیده کشیده سرمه ی سرد


صد منت نا به جا کشیدم


از دشمن و دوست بد شنیدم


گفتم که ز راه بر نخیزم


با دشمن و دوست می ستیزم


تا دست به گیسویت رسانم


آتش بزنم به جسم و جانم


تا بوسه زنم به خاک پایت


جان و دل خود کنم فدایت


کی دیده درین جهان چو من مست


تنهاست "رسا" که این چنین هست


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۰۶
دی


دلربائی مکن که بیمارم


منکه عمریست دل بدهکارم


آسمانیست  سنیه ی تنگم


من جوانی ز تو طلبکارم


#گیتی _رسائی

  • گیتی رسایی
۰۵
دی


چه سحرها که با تو طی کردم


همنوازی به سوز نی کردم


همچو مجنون ز خویشتن رفتم


در بهاران هوای دی کردم


یاد آن نرگس خمارینت


زهر بر جام جای می کردم


من بدانم که تو نمیدانی


صد غزل نذر شاه ری کردم


شب و روزم به یاد میگذرد


چه گناهی ؟ کجا و کی کردم


که چنین گشته ام اسیر تو من


چو"رسا" اشتباه هی کردم


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۰۴
دی


تا درد دوا شود به خود پیچیدم


تا روی ترا دید رُخم ، خندیدم


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۰۳
دی


رنگین کمان را به خانه ام دعوت کردم


آمد و نیامدی


باران را از خاطر برد


و دل به آسمان سپرد


#گیتی_ رسائی

  • گیتی رسایی
۰۲
دی


گویا آسمان هم درمانده بود


این را از اشکهایش فهمیدم


وقتی تو دستم را رها کردی


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۰۱
دی


دلبرانه های مرا هرگز نفهمیدی


مشغول خودت بودی


و من شکستم


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی
۳۰
آذر


ما را شکسته ای و نداری عنایتی


این سرنوشت ماست ، ندارم شکایتی


روز ازل که قصه ی ما را نوشته اند


قاضی نبود تابکند خوش قضاوتی


اندر مسیر باد سرشتند خاک ما


طوفان گرفت و برد اگر بود لذتی


دیگر چه سود؟ ازکه بنالم؟ چه حاصلی؟


ما را نبود یک سرسوزن فراغتی


حالا که مرده در تن ما آرزو و عشق


از ما نکرد داور دوران حمایتی


گفتی " رسا" گذشته زمن .دیگر بریده ام


بس همچو ماست در دل دنیا روایتی


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی