رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

حضورم فقط یک بودن است . همین .

نه شاعرم و نه ادعائی دارم که کم توان تر از هرگونه توانی هستم .

اگر نوشته ای دارم فقط یک دلنوشته از دلتنگیهام است و بس .

۳۱ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

۳۰
بهمن


چو دل دادم ، غلط کردم از اول


که کـــج بنهاده ام خشتی ، از اول


چو بد کِــــــشتَم ندارم چـــــــــشم نیــکو


ورق ای کاش بـــــــــــــر مـی گشـــــــــت ، از اول


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۲۹
بهمن


سحر حسرت ندارد شام گردد


و یا روی نکو بد نام گردد


هزاران درد دارم کو طبیبی؟


نمی شاید که پخته خام گردد


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۲۸
بهمن

http://asheganeh.ir/


راه و رســــــم تو نیســــت غمخواری


تو به من عــــــــشق را بدهکاری


شــــــرط اول نهادن دل بود


بود قصد تو مردم آزاری


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۲۷
بهمن


سرمه بر چشمان من عشق است و دیگر


هیچ ، هیچ


عاشقی هم شد بهانه اندرین


دنیای هیچ


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۲۶
بهمن


باز آ ، بیا کنار دلم همدلی کنیم


تا چند گوشه نشینی؟


دلم گرفت


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۲۶
بهمن
  • گیتی رسایی
۲۵
بهمن


این یاد توست اینکه به دستم سپرده ای


هرچند رفته ای


یاد تو دارد هوای ما


گیتی رسائی



  • گیتی رسایی
۲۴
بهمن


دنیاست دام بلا، دانه ایم ما


بیهوده در خیال خوش این زمانه ایم


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۲۳
بهمن


هــــــــــــر که گفـــــــــــت عاشـــــــقم و


سوختــــــــــــه ام راست نـــــــــــگفت


آخر هـــــــــــر ســــــــــــوختنی


رســـــــــم و رسومی دارد


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۲۲
بهمن


قاضی عشق نظر داد  که من بی گنهم


کار ِ صیاد در این شهر جزا می بیند


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۲۱
بهمن

گروه سرگرمی ROZANEH


نهایت دیوونگی اینه ..


از زندگی مینالی


از مرگ میترسی


؟؟؟؟؟؟؟


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۲۰
بهمن


تا دل ندادی و جای خالیشو حس نکردی


نمیدونی که


از اول دل داشتی یا نه


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۱۹
بهمن


دلبری کار تو و ، دلـــــدادگی کار منست


جای تو ، یک کوه غصه باز مهـمان منست


مانـــــــده بودم در دو راهِ کار زارِ  زنــــدگی


مرگ، تنها مرگ، با من گفت درمان منست


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۱۸
بهمن


خیلی سعی نکن که تو زندگی


تجربه بیاموزی


زندگی با بی تجربگی


سهلتره


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۱۷
بهمن


زیاد غم این دنیا رو نخور


ممکنه دنیای دیگه ای هم باشه


اونوقت کم میاری


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۱۶
بهمن



سرمایه ما در زندگی


یک


هیچِ بزرگه


به بزرگی


دنیا


گیتی رسائی



  • گیتی رسایی
۱۵
بهمن


گفــــــتی دهن ببنــد ، ببین لال گشته ام


زان پس ببین که بی پر و بی بال گشته ام


گفـــــــتم بــــگو هرآنچه بگوئی همان کنم


گفتـــــی که دل نبند ، بدین حال گشته ام


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۱۴
بهمن


مــــــــــا را شکسته ای تو، چرا خــــــــــنده مـــــی کنی؟


دادی چــــــــــنین به باد فنـــــــــــا،خنده می کنی؟


هرگــــــــز ندیده ای به نگاهم چه دردهاست


آتش مرا زدی ، به قفا خنده می کنی


گیتی رسائی



  • گیتی رسایی
۱۳
بهمن


ترا با عشق نسبت نیست ، دانم


شـــــــررها در غمت  باید فـــشانم


عـــذابی بود این عشق جگر ســوز


چــــــه باید کرد با اینـــــها؟ ندانم


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۱۲
بهمن


دارم سری ، بگو که به پایت فدا کنم


جان گر طلب کنی به هوایت رها کنم


گفتی که حرف را به عمل آزمـــوده اند


از مــــــن بخواه تا به نهــــــایت ادا کنم


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۱۱
بهمن


آن ذره ای  که زیر پای تو له شد


غرور ماست


دیگر بس است راه توارراه


ما جداست


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۱۰
بهمن


زفـصل خزان یاد دارم شبی


که مهمان من بود شیرین لبی


مـــــــــــرا لــــــــذت بادو باران فزود


ولـــــــــــی کُشت ما را فـــــراق و تبی


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۰۹
بهمن


بر دیده ام نشستی
و


حالم خراب شد


صدها سئوال من


بخدا


بی جواب شد


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۰۸
بهمن


درمانده تر از من به جهان کس نشناسد


این درد همین بس که تو یار دگرانی


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۰۷
بهمن


ما را به فنا دادی و گفتی که قضا بود


این رســــم ندانم زکجا بود و چرا بود


گفتی که نظر بازی ما مصلحت ماست 


آری  همه ی کار شما رنگ و ریا بود


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۰۶
بهمن


دل بستن من عین گنه کردن


قومیست


پس تیغ بیاریدو ببیند


که آماده ی


ذبحم


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۰۵
بهمن


پنجره ی دلت  را نبند


اتاق زیر شیروانی ما تاریک است


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۰۴
بهمن


عشق چشم بی خواب می خواهد


دل بی تاب می خواهد


حال خراب می خواهد


پس آنگاه


بیا با ما همسفر شو


گیتی رسائی



  • گیتی رسایی
۰۳
بهمن


از خانه ی ما رفته خبر بر سر بازار


کآتش زقفا بر دل و بر دیده ی ما زد


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی
۰۲
بهمن


باور نمی کنم که تو از من جدا شدی


از من جدا شدی به جفا آشنا شدی


گفتی نمی روم  ز بَرت سوی دیگری


اکنون که رفته ای تو برایم بلا شدی


گیتی رسائی

  • گیتی رسایی