رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

حضورم فقط یک بودن است . همین .

نه شاعرم و نه ادعائی دارم که کم توان تر از هرگونه توانی هستم .

اگر نوشته ای دارم فقط یک دلنوشته از دلتنگیهام است و بس .

پایان خوش عمر

شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۵:۲۷ ب.ظ

Illustration/Painting by Michael & Inessa Garmash:


درمان نشود درد به یک ناله و یک آه


باید که بسوزی به شب و روز و سحرگاه


بردیده زند تیرو زند بر جگرت چنگ


هرلحظه اجل زیر دو گوشت زند آهنگ


هرگز نشود رام . مشو خام . که این پیر


تادیر بجنبی زکمانش بزند تیر


گر رفت مخور حسرت بگذشت زمان را


هرروز  گرفتست زتوریشه ی جان را


برعهد و وفایش نبود هیچ امیدی


وز زمزمه اش کی بشنیدی تو نویدی؟


باید که گذر کرد . همین چاره درد است


پایان خوش عمر فقط سایه مرگ است


دیگر نسزد شکوه "رسا" از غم ایام


زهر است درین کوزه و درد است درین جام


                     #گیتی_رسائی



  • گیتی رسایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی