رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

حضورم فقط یک بودن است . همین .

نه شاعرم و نه ادعائی دارم که کم توان تر از هرگونه توانی هستم .

اگر نوشته ای دارم فقط یک دلنوشته از دلتنگیهام است و بس .

دوست من

يكشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۷:۴۹ ب.ظ

lessardga-01.jpg


قربان سر آنکه مرا ، یار صدا کرد


شد مرهم و هر درد مرا بار دوا کرد


رنجور چو میدید مرا از غم ایام


با مهر مرا از غم و از رنج رها کرد


ازشادی من شاد چو گلهای بهاری


صد خنده و شوخی ز سرصدق و صفا کرد


بودند حریفان همه گهگاه کنارم


او خانه ی خود در دل و در دیده بناکرد


آزرده اگر ساختم از زخم ربانم


با آنکه ز من جور و جفا دید وفا کرد


چون رنگ رخم دید بشد محرم اسرار


صدها گره از کار من غمزده وا کرد


تا اوست مرا نیست غمی در همه ایام


این یار"رسا" لطف خدا بود و خدا کرد


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی

نظرات  (۱)

زیبا نوشتید و غم و اندوه هم درش نبود !!!!!!امید موج می زد !!!سپاس!1
پاسخ:
این را از ته دلم برای دوستی که واقعا چنین است نوشتم . حدود پنجاه سال است با هم دوستیم زمانی هردو نوجوان بودیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی