رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

حضورم فقط یک بودن است . همین .

نه شاعرم و نه ادعائی دارم که کم توان تر از هرگونه توانی هستم .

اگر نوشته ای دارم فقط یک دلنوشته از دلتنگیهام است و بس .

دل پیر

چهارشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۱:۳۵ ب.ظ


راهم نمی دهند چو پیرم به محفلی


گویا که نیست در کف پیران دگر دلی


هرخط که اوفتاده به رخ شرح عاشقیست


می خواند این خطوط اگر هست عاقلی


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی

نظرات  (۳)

  • محمدباقر قنبری نصرآبادی
  • راهم نمی دهند چو پیرم به محفلی


    گویا که نیست در کف پیران دگر دلی


    بیتِ تأمل‌برانگیزی است.
    پاسخ:
    ممنونم از توجه و لطف شما عزیز
  • جناب دچـ ــــار
  • البته قلم شما و قریحه ی شعری تون ثابت میکنه که جوان واقعی شمایید :)
    پاسخ:
    سلام.به مرحله ای رسیده ام که دیگر جوانی هم برایم جذابیتی ندارد . پیری خود نعمتی هست که من در این حال و روز قدرش را خوب میدانم . بچه کار آیدم ز گل طبقی . وقتی دیگر نه بوی کل و نه رنگ گل و نه طراوت گل به حالم تاثیری ندارد . نوشته هایم از دل است . دلم جوان نیست دلم گذشته های خاک شده اش را دارد گرد گیری میکند . ممنونم از شما و اینهمه لطف و محبتتان
  • جناب دچـ ــــار
  • محفل ظاهر پرستان جای شرح عشق نیست ...
    پاسخ:
    سلام به شما . دقیقا زیبا گفتید . چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون رو

    خوشحالم از حضورتان

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی