رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

حضورم فقط یک بودن است . همین .

نه شاعرم و نه ادعائی دارم که کم توان تر از هرگونه توانی هستم .

اگر نوشته ای دارم فقط یک دلنوشته از دلتنگیهام است و بس .

جام اجل

جمعه, ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۱:۲۶ ب.ظ


از عشق به نا کجا رسیدیم


از خویش فراتر گزیدیم


فریاد زدیم نا شیانه


از چرخ و زگردش زمانه


دادیم زدست هرچه دادند


صد سنگ به راه ما نهادند


دیدند که ناتوان و زاریم


در خویش خمیده بی قراریم


دربسته بُدیم و سنگ خوردیم


هی بار به روی بار بردیم


چون وازدگان بی سرانجام


مردیم و نبرده از جهان کام


گفتند که زنده ایم اما


جز حسرت و غم نمانده از ما


گردیده رکاسه صبر سرریز


ای مرغ اجل دگر به پا خیز


من همچو"رسا" کشم به آغوش


آن جام که میدهی کنم نوش


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی