رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

حضورم فقط یک بودن است . همین .

نه شاعرم و نه ادعائی دارم که کم توان تر از هرگونه توانی هستم .

اگر نوشته ای دارم فقط یک دلنوشته از دلتنگیهام است و بس .

این شهر خرابست خراب

شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۰۸ ب.ظ

potential tattoo concept.


دارم گله ها ز گردش این گردون


چون لحظه به لحظه میکند دل را خون


دستم نرسد وگرنه آتش بزنم


گردیده ام از غم زمانه مجنون


آتش زده ای تو خرمنی از گل را


هرکس که شنیده دیده اش شد هامون


دردیست ز گفتنش دهانم سوزد


از دل بزند  شراره هایش بیرون


برهر درو دیوار نشانی دارد


بر دل نزنید از خوشیها صابون


آینده بسی به چشم من تاریک است


وین شهر خرابست ، خرابست ، داغون


بیچاره از اینم که دیارم اینجاست


مائیم گرفتار دوصد مکر و فسون


بیهوده "رسا" مخور غم پیر و جوان


این بوده بساط از قرون تا به قرون


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی