رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

آنانکه غنی ترند محتاج ترند

رویاهای تنهائی من

حضورم فقط یک بودن است . همین .

نه شاعرم و نه ادعائی دارم که کم توان تر از هرگونه توانی هستم .

اگر نوشته ای دارم فقط یک دلنوشته از دلتنگیهام است و بس .

در سوک یاری در دنیای مجازی (لیلا ی عزیزم)

دوشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۷، ۰۶:۱۹ ب.ظ

Time for a glass of wine...


دل سوخت و دیده گشت آتش باران


این داغ نبود انتظار یاران


یک یارِ عزیز چون پرستو پر زد


چون گل که کشد پز ز میان خاران


خون گشت دل هرآنکه این داغ شنید


بر مادر و بر پدر نباشد آسان


گل چین بود این زمانه اما این بار


چیدست گلی ولی بسیار ارزان


آن یار که گلشنی ز گلهای بهار


بی رحم اجل آمد و چون دیو و ددان


زد گلبن نو جوانیش را بر باد


گردیده پدر غمین مادر نالان


هر دوست شنیده دیده اش پرخون شد


آن دخترک نجیب و طاهر دامان


لال است "رسا" ز باز شرح غم او


از گرگ اجل چه کس بگیرد تاوان ؟


خالیست همیشه جای او در بر ما


تاهست نفس نگیرد این غم پایان


#گیتی_رسائی

  • گیتی رسایی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی